قیصر امین پور :"کتاب ها مثل آدم ها هستند"

 


بعضی از کتاب ها ساده لباس می پوشند و بعضی لباس های عجیب و غریب و رنگارنگ دارند.

بعضی از کتاب ها برای ما قصه می گویند تا بخوابیم و بعضی قصه می گویند تا بیدار شویم.

بعضی از کتاب ها تنبل هستند.بعضی از کتاب ها زیاد می خوابند و همیشه خمیازه
می کشند.

بعضی از کتاب ها شاگرد اول می شوند و جایزه می گیرند.بعضی مردود می شوند و بعضی تجدید.

بعضی از کتاب ها تقلب می کنند.بعضی از کتاب ها دزدی می کنند.

بعضی از کتاب ها هرچه دارند از دیگران گرفته اند و بعضی از کتاب ها هرچه دارند
به دیگران می بخشند.

بعضی از کتاب ها فقیرند و بعضی گدایی می کنند.

بعضی از کتاب ها پر حرفند ولی بعضی حرفی برای گفتن ندارند و بعضی ساکت و آرامند ولی یک عالم حرف گفتنی در دل دارند.

بعضی از کتاب ها بیمارند، بعضی از کتاب ها تب دارند و هذیان می گویند.

بعضی از کتاب ها را باید به بیمارستان برد تا معالجه شوندو بعضی را باید به
تیمارستان برد.

بعضی از کتاب ها کودکانه و لوس حرف می زنند و بعضی از کتاب ها فقط غر می زنند ونصیحت می کنند.

بعضی از کتاب ها دو قلو یا چند قلو هستند.بعضی از کتاب ها پیش از تولد

می میرند. و بعضی تا ابد زنده هستند.

بعضی از کتاب ها به پدر و مادر خود احترام می گذارند و بعضی حتی اسمی هم از پدر و مادر خود نمی برند.

بعضی از کتاب ها سیاه پوستند ، بعضی سفید پوست و بعضی زرد پوست یا سرخ پوست.

بعضی از کتاب ها به رنگ پوست خود افتخار می کنند و رنگ دیگران را مسخره می
کنند...

از کتاب بی بال پریدن قیصر امین پور