به نام خداوند بخشنده مهربان

خدای زیبایی ها،دوستی ها ، مهربانی ها و شادی ها

امروز آخرین روزی بود که در کلاس اول بودیم.به یاد روزهای اول مهر،روزهایی را که به مدرسه می آمدید.بعضی از شما ناراحت و برخی دیگر خوش حال بودید.بعد از چند روز فهمیدید که مدرسه باغ دانش و معلم باغبان وخودتان گل های زیبای آن هستید.

فرزندانم یادتان هست در روزهای اول خواندن ونوشتن ساده ترین کلمات برای شما چقدر سخت بود.اگر دفترتان را باز کنید در صفحه ی اول آن کلمات آب _ بابا را می بینید و می خندید.ولی اکنون می توانید بخوانید وبنویسید.

این باعث خوش حالی من است.

عزیزانم امیدوارم در آینده شما را در بهترین جاها ببینم و برای آینده کشورمان فردی مفید باشید.

همه ی شما را به خدای بزرگ می سپارم.

 

به ادامه مطلب بروید.


 و امروز دیدن کلاس خالی بسیار غم انگیز بود.

قصه از حنجره ایست         که گره خورده به بغض

یک طرف خاطره ها            یک طرف فاصله ها

در همه آوازها                  حرف آخر زیباست

تا به آن تکیه کنم

حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست



 

پس بار الها

پسران من را در راه علم ودانش یاریشان نما

راه روشن وراست را برای آنها نمایان گردان

بار الها

پسرانم بتوانند قله های موفقیت را یکی یکی فتح نمایند

و در آخر

در سایه حق تعالی تمامی پسرانم عاقبت به خیر شوند و

لحظه ای آنها را به حال خودشان رها مگردان.

 

و اما پسرم همچنان به تلاشت ادامه بده  همانند گرفتن ستاره های بالن

خدا حافظ

آموزگارشما:زهرا خردمند